یونس ۱: ۱ – ۳

  سرپیچی یونس از دستور خدا  

  ۱ یک روز خداوند به یونس، پسر امیتای فرمود:   ۲ «به نینوا، شهر بزرگ برو و به مردم آنجا بگو که ظلم و شرارت آنها به پیشگاه من رسیده است.»   ۳ امّا یونس خواست که از حضور خداوند فرار کند. پس به بندر یافا رفت و در آنجا یک کشتی دید که عازم اسپانیا بود. یونس

کرایه خود را داد و با ملوانان سوار شد تا به اسپانیا رفته و از خداوند دور گردد. آمین!sarpichi az khoda

عزیزان، انسان‌های بسیاری، به تصورِ اشتباهِ خودشان، گاهی سعی در فرارِ از خداوند می‌‌نمایند.

بسیاری برای فرار از خداوند و اطاعتِ از امر وی به آنها، به الکل، موادِ مخدر و عواملِ نامشروعِ دیگری پناه می‌‌برند.

بسیاری دیگر نیز، برای فرار از خداوند و سر باز زنی از انجامِ خواستِ او، خودشان را با کار زیاد و سرگرمی‌های گوناگونِ دیگر مشغول نگاه می‌‌دارند.

هیچ کدام از تلاش‌های این عزیزان، برای فرار از خداوندِ قادرِ متعال، و سر باز زنی از انجامِ خواستهٔ او موثر واقع نمی گردند.

تلاش‌های این عزیزان برای فرار از خداوند و سر باز زنی از انجامِ خواستهٔ او، همچنین موجبِ تغییر واقعیت و نقضِ قانونِ خداوند نیز نمی گردند. 

این واقعیت و قانون که؛ "هر گاه ما - از خواستهٔ مشخصِ خداوند از ما، نا فرمانی کنیم، بدین طریق، در واقع ما به گونه ای، سعی در فرار از خداوند نموده ایم!"

مطالعهٔ ماجرای یونسِ نبی، و چگونگی سعی بیهودهٔ وی برای فرار از انجام خواست خداوند از او، به روشنی به ما می‌‌آموزد که، اگر ما هم سعی در فرار از خداوند و سر باز زنی از انجامِ خواستِ او کنیم، چه سر انجامی در انتظارمان خواهد بود. 

عزیزان، با مطالعهٔ کلامِ خدا در، ۲پادشاهان ۱۴: ۲۵ و انجیلِ متی ۱۲: ۳۸ - ۴۰، در می‌‌یابیم که، یونسِ نبی بین سال‌های ۷۹۳ تا ۷۵۳ قبل از میلادِ مسیح، در کشورِ اسرائیل میزیسته و از جانبِ خداوند، نبوت می‌‌نموده است. 

مطالعهٔ زندگی یونسِ نبی، درس‌های بسیار با ارزش و مهمی راجع به، "هدف"، و "نقشه‌های خداوند" برای هر انسان را به ما می‌‌آموزد.

با مطالعهٔ زندگی یونسِ نبی می‌‌آموزیم که، سعی در فرار از خداوند و نا فرمانی از او، تلاشی است ابلهانه، که سر انجام به خجالت و شرمساری ما منجر می‌‌گردد.

***************************************************************************

 خداوند، حتی در صورتِ نافرمانی ما از او، هرگز خواستهٔ خود از ما را باطل نمی کند و آن را تغییر نیز نمی دهد!

عزیزان، خداوند به یونس امر فرمود که؛  ۲ «به نینوا، شهر بزرگ برو و به مردم آنجا بگو که ظلم و شرارت آنها به پیشگاه من رسیده است.»   یونس ۱: ۲

نینوا، شهرِ بزرگی بود مملو از مردم بی‌ رحم، ستمگر و بسیار خبیث.

آنها همچنین جنگاوران سنگدلی بودند که، مردمِ اسرائیل  -بشدت از آنها در وحشت بسر می‌‌بردند.

یونس مردم نینوا را به خوبی می شناخت.

عزیزان، یونس همچنین  با سیرتِ خداوند نیز به خوبی آشنا بود.

یونس می‌‌دانست که خداوند، بسیار بخشنده و با گذشت است.

یونس می‌‌دانست که حتی اگر مردمی به بدی شهرِ نینوا، از گناهانِ خود توبه نموده و به سوی خداوند بازگردند، او حتماً آنها را خواهد بخشید و نابودشان نخواهد کرد.

یونس، همچنین با شناختی که از خباثتِ مردم شهر نینوا داشت، بسیار مشتاق بود تا خداوند آنها را مجازات نموده و نابودشان کند.

به همین خاطر او از اطاعتِ فرمانِ خداوند به خود سر باز زد، و سعی به فرار از او نمود.

اما امرِ خداوند به یونس، که به شهرِ نینوا برو - و پیغامِ مرا به اهالی آنجا اعلان کن، به قوتِ خود باقی ماند. 

عزیزان، شاید شما هم امروز، به هر دلیل می‌‌گویید؛ من صدای خداوند را به وضوح و آنگونه‌ای که برای یونس قابلِ درک بود، نمی شنوم و درک نمی کنم.

اگر این مشکل در موردِ شما صدق می‌‌کند، از خودِ خداوند بخواهید تا به گونه‌ای با شما صحبت کند، تا قادر به شنیدنِ صدای خداوند و درکِ کاملِ از فرمانِ او بشوید.

شما باید برای قادر به شنیدنِ صدای خداوند و درکِ فرمان او، فروتنی و صداقت به خرج دهید.

باید آنقدر با خداوند در سکوت و آرامش، و با قلب و فکری باز، وقت بگذرانید، تا او بتواند با شما همانندِ پدری دلسوز و دانا صحبت کند.

تنها در این صورت است که شما قادر به شندیدن از او خواهید بود.

عزیزان، خداوند توسطِ کلامش در کتابِ مقدسِ انجیل و تورات، توسطِ وجدان پاکِ ما، و همینطور، توسطِ روح القدس با ما صحبت می‌‌کند. 

وقتی فرمانِ خداوند به خود را، توسط یک، دو یا هر سه طرق گوناگونی که خداوند با شما صحبت می‌‌کند را شناختید، در اطاعتِ بلافاصله از آن فرمان الهی دریغ نکنید. 

فرمان خداوند به خود را، در فروتنی کامل، به کمکِ روح القدس انجام دهید.

مطمئن شوید که فرمانِ خداوند از خود را کاملاً و دقیقا مطابق با خواسته او از خود به کمال رسانید. 

چرا که اطاعتِ نیمه کاره، و به پایان نرسانیدنِ خواسته خداوند از خود، با نا فرمانی از او برابر می‌‌باشد.

***************************************************************************

فرار از خداوند، غیر ممکن است!

عزیزان، در این قسمت از مطالعهٔ خود تحتِ عنوان؛ "نتایجِ هولناکِ نا فرمانی از خداوند"، به توضیح این مهم می‌‌پردازم که؛ چرا "فرار از خداوند، غیر ممکن است!"

داودِ نبی، در مزمور ۱۳۹: ۷ می‌‌گوید:   ۷ از نزد تو کجا بگریزم و از حضور تو کجا پنهان شوم؟  

داود در ادامهٔ همان مزمور ۱۳۹ - به این سوال خودش به طرقِ گوناگون پاسخ می‌‌دهد که، در واقع هیچ کس نمی تواند از حضور خداوند فرار کرده و از چشمانِ همه جا بین او پنهان شود!

مطالعهٔ ماجرای یونس نیز به ما می‌‌آموزد که، اگر چه اوسعی در فرار از خداوند و پنهان نمودنِ خود از وی نمود، ولی تلاشش بی‌ نتیجه بود.

یونس حتی سعی نمود تا کاملاً بر خلافِ مسیری که خداوند از او خواسته بود برود رفت، به این امید که از خداوند فرار کرده باشد.

اما خداوند به خوبی از محلِ حضور یونس با خبر بود.

یونس با تلاش زیاد -  سعی  مینمود  تا کاملا بر خلاف آن مسیری  که خداوند به وی  گفته بود فرار کند.

کمی  بعد خداوند طوفانی سهمگین بوجود آورد - بگونه ای که نزدیک  بود تا آن کشتی که  یونس در آن بود را غرق نماید. 

یونس که میدانست دست خداوند در بوجود آمدن این طوفان  در کار بود - به کارکنان کشتی  گفت که - اگر آنها می خواهند از خطر آن طوفان  جان سالم بدر ببرند - باید وی  را بدرون دریا بیندازند .

در این زمان - یونس حتی  حاضر شده بود تا بمیرد - ولی  از امر خداوند به وی  اطاعت نکند.

در یونس ۱:۱۲ می خوانیم.

  ۱۲ یونس گفت: «مرا بردارید و به دریا بیندازید تا دریا آرام شود، زیرا می‌دانم که این تقصیر من است که شما گرفتار این توفان شده‌اید.»

کارکنان کشتی  - بناچار یونس را بدرون دریا انداختند - ولی  کمی  بعد - یونس توسط یک ماهی  بزرگ بلعیده  شد.

یونس ۱:۱۷ ۱۷ به دستور خداوند، یک ماهی بزرگ یونس را بلعید و یونس مدّت سه شبانه روز در شکم ماهی بود.  

و سر انجام - در شکم آن ماهی بزرگ در عمق آب دریا بود که - یونس از کرده ی خود پشیمان  شده و راضی  به اطاعت از انجام  امر خداوند به او میشود .

یونس ۲: ۱ – ۹

  ۱ یونس در شکم ماهی نزد خداوند، خدای خود دعا کرد و گفت:   ۲ «در هنگام تنگی تو را خواندم و تو مرا مستجاب فرمودی. از اعماق دنیای مردگان، برای کمک زاری کردم و تو مرا شنیدی   ۳ تو ای خداوند، مرا به اعماق دریا فرو بردی و آبها مرا پوشاندند و تمام موجهای پر قدرت تو از سر من گذشتند.   ۴ خیال کردم که از پیشگاه تو رانده شده‌ام و دیگر عبادتگاه مقدّس تو را نخواهم دید.   ۵ آبها روی مرا پوشاندند، گودیها دور مرا گرفتند و علفهای دریا دور سرم پیچیدند.   ۶ به اعماق کوه‌ها فرو رفتم، به سرزمینی که دروازه‌هایش تا به ابد بسته‌اند. امّا تو ای خداوند، خدای من، مرا از اعماق زنده بیرون آوردی.   ۷ وقتی در حال مرگ بودم، به نزد تو، ای خداوند دعا کردم و دعای من به پیشگاه مقدّس تو رسید.   ۸ کسانی که بُتهای باطل را پرستش می‌کنند، وفاداری خود را به تو فراموش کرده‌اند.   ۹ امّا من تو را سپاس خواهم گفت. برای تو قربانی خواهم کردو نذرهای خود را بجا خواهم آورد. نجات در دست خداوند است.»

 اجازه بدهید تا این ماجرای یونس برای فرار از خداوند و نافرمانی از او را - با زندگی  خودمان به عنوان یک ایماندار به عیسای مسیح  مقایسه کنیم .

متاسفانه - ما ایمانداران به عیسی مسیح نیز - اغلب خواستار انجام پذیرفتن "آنچه خودمان می خواهیم" هستیم  و نه خواسته ی خداوند. 

برای مثال - شاید یک ایماندار به عیسی مسیح - در جهت رسیدن به خواسته خود - و نه در جهت انجام اراده ی  خداوند - با شخصی ازدواج کند که او به خوبی میداند که خواست خداوند برایش نیست.

عزیزان - هر گاه ما سعی در پشت گوش انداختن امر خداوند و نا فرمانی از او کنیم - حتما پی آمد های دردناکی را تجربه خواهیم نمود!

***************************************************************************

نتیجه سعی در نافرمانی از خداوند - همشه شرایط دردناکی را برای ما بوجود می آورد !

عزیزان - هر چه خوا ندگی ما - یا امری که خداوند ما را به انجام آن فرا میخواند بزرگتر باشد - به همان میزان نیز - ما در صورت نافرمانی از خداوند - احساس گناه و پشیمانی خواهیم  نمود!

من باور دارم که یونس - بلافاصله پس از نافرمانی از خداوند و سعی در پنهان نمودن خود از وی - احساس نا آرامی و پشیمانی را تجربه نمود.

یونس آنقدر در روح خود به خاطر نافرمانی از خداوند - پریشان و نا آرام بود که - راضی شده بود تا خودکشی کند.

این مهم را ما در یونس  ۱: ۱۲ می خوانیم:

۱۲ یونس گفت: «مرا بردارید و به دریا بیندازید تا دریا آرام شود، زیرا می‌دانم که این تقصیر من است که شما گرفتار این توفان شده‌اید.»

بله - عصیان و نافرمانی علیه خداوند - همیشه یک نوع ضرر و از دست دادن را برای ما در بر خواهد داشت! 

نافرمانی از خداوند - آرامش را از ما سلب میکند .

نافرمانی از خداوند - رابطه های اجتماعی ما را خدشه دار میکند .

نافرمانی از خداوند - وقت با ارزش ما را تلف میکند .

نافرمانی از خداوند - میتواند ثروت ما را بر باد دهد.

نافرمانی از خداوند - مانع از دریافت برکات او میگردد .

***************************************************************************

سعی در فرار از خداوند و نافرمانی از وی - همشه شرایط دردناک و خساراتی را برای دیگران در پی خواهد داشت!

عزیزان - برای مثال - فرار یونس از خداوند و نا فرمانی وی از او - موجب گردید تا کارکنان آن کشتی که در آن پنهان شده و قصد سفر داشت - محموله تجاری خودشان را از دست بدهند.

یونس همینطور-  درد و رنج فراوانی برای آن کارکنان کشتی بوجود آورد.

وی حتی زندگی آن کارکنان را - با خطر غرق شدن در آب به خطر انداخت.

عزیزان - یک اشتباه بزرگی هست که بسیاری مرتکب آن میشوند.

آن اشتباه بزرگ این است که - آنها تصور میکنند میتوانند در خلوت و خفا - گناهی مرتکب بشوند و گناه آنها به کسی زیانی نمیرساند.

اما وقتی گناه ما بر علیه قدوسیت خداوند و خواست الهی او باشد, حتما بر روی دیگران نیز تاثیر خواهد داشت و به آنها ضرر و آسیب می رساند.

گناه در بطن و موجودیت خودش, خودخواه و منفعت طلب است.

مثلا - گناه همیشه این سوال را به ذهن ما می آورد که؛ چه چیزی "برای من" بهترین است؟

بدون این که, حد و احترامی برای دیگران و نیاز های آنها قائل گردد.

بار دیگر نتیجه می گیرم که, انتخاب های اشتباه و خود خواهانه ی ما, حتما پی آمد های وخیمی چه برای ما و چه برای دیگران در پی خواهند داشت!

گاهی  ما نتیجه نافرمانی و عصیان خود نسبت به خداوند را, بلافاصله تجربه نمی کنیم .

این به دلیل فیض و رحمت خداوند است با ما و نه بدین دلیل که, نافرمانی ما, پی آمدی نداشته است.

خداوند با ما صبر میکند, تا ما متوجه اشتباه و خود خواهی خودمان شده و به سوی او باز گردیم .  

***************************************************************************

خداوند در فیض الهی خود, اغلب فرصت دوباره ای به ما میدهد!

عزیزان, خداوند, اغلب در رحمت و دلسوزی خود, فرصت دوباره ای برای اطاعت از خود, به ما میدهد.

بیاد داشته باشید که خداوند, همیشه فرصت دوباره به ما نمی دهد.

چرا که بعضی از اوامر خداوند, باید حتما در زمان خاصی به کمال برسند.

در ماجرای یونس می خوانیم که؛ بعد از آنکه ماهی بزرگ به امر خداوند یونس را به ساحل رسانید و از دهان خود بیرون انداخت؛ وی تصمیم گرفت تا امر خداوند را اطاعت نماید .

یونس ۳: ۱ - ۳

  اطاعت یونس از خدا  

  ۱ بار دیگر خدا به یونس فرمود:   ۲ «به نینوا، آن شهر بزرگ برو و پیامی را که به تو می‌گویم به آنها اعلام کن.»   ۳ یونس اطاعت کرد و به نینوا رفت. نینوا شهر بسیار بزرگی بود؛ به طوری که به اندازه سه روز پیاده روی وسعت داشت.

و پس از آنکه یونس, به شهر نینوا رفت و اخطار خداوند را به اهالی آنجا اعلان نمود؛ آنها از اعمال گناه آلود خود دست کشیدند.

و خداوند نیز, به خاطر دست کشیدن مردم نینوا از اعمال گناه آلودشان, شهر نینوا را با مردم آنجا, نابود نکرد.

یونس-   که از اهالی شهر نینوا نفرت داشت, بسیار مشتاق بود تا خداوند؛ قضاوت الهی خود را, با شدت هر چه تمامتر بر سر آنها وارد آورد.

یونس پس از مشاهده ی بخشش مردم نینوا و نابود نشدن شهرشان توسط خداوند, آنقدر عصبانی و افسرده شد که از خداوند آرزوی مرگ خود را نمود.

یونس ۴: ۱ – ۸

  ۱ یونس از این بابت بسیار ناراحت و خشمگین شد.   ۲ پس دعا کرد و گفت: «ای خداوند، آیا وقتی در وطن خودم بودم، همین را نگفتم و آیا به همین دلیل نبود که می‌خواستم به اسپانیا فرار کنم؟ من می‌دانستم که تو کریم، رحیم، دیر غضب و با محبّتی پایدار احاطه شده‌ای و همیشه حاضری که تصمیم خود را عوض کنی و مردم را مجازات نکنی.   ۳ حالا ای خداوند بگذار که من بمیرم زیرا برای من مردن از زنده ماندن بهتر است.»   ۴ خداوند در پاسخ یونس فرمود: «تو چه حقّی داری که خشمگین شوی؟»   ۵ یونس از شهر بیرون رفت و در قسمت شرقی شهر نشست. در آنجا سایبانی برای خود ساخت و زیر سایه‌اش نشست و منتظر این بود که ببیند برای نینوا چه اتّفاقی می‌افتد.   ۶ پس خداوند در آنجا کدویی رویانید تا بر یونس سایه بیاندازد که راحت‌تر باشد. یونس به خاطر بوته کدو بسیار خوشحال شده بود.   ۷ امّا سپیده دَم روز بعد، به دستور خدا کرمی کدو را زد و از بین برد.   ۸ بعد از اینکه آفتاب بالا آمد، خدا باد شرقی سوزانی فرستاد. چون آفتاب بر سر یونس تابید، او بی حال شد و از خدا طلب مرگ کرد و گفت: «برای من مردن از زنده ماندن بهتر است.»

یکی از نکات قابل ملاحظه تا اینجای ماجرای یونس این است که؛ اگر چه او مشتاقانه امر خداوند را اطاعت ننمود و سعی در بوجود آوردن پیچ و خم در جهت اجرای خواسته خداوند از خود داشت؛ ولی خداوند از یونس برای انجام قصد الهی و خاص خودش استفاده نمود.

خداوند همیشه از کسانی که زندگی خود را به او تسلیم کنند و  خواستار انجام اوامرش باشند, به طرق شگرفی استفاده میکند.

***************************************************************************

نافرمانی از خداوند و سعی در فرار از او نمودن؛ میتواند عواقب جانگداز ابدی داشته باشد!

عزیزان؛ در کلام خدا, غلاطیان ۶: ۷ - ۸ می خوانیم:

  ۷ فریب نخورید، هیچ کس نمی‌تواند خدا را فریب دهد، زیرا آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد‌.   ۸ مثلا اگر کسی بذر در کشتزار هوی و هوس خویش بکارد از آن خرمن مرگ را درو خواهد کرد و اگر در کشتزار روح خدا بکارد از روح حیات جاودانی را درو خواهد کرد‌.

بله - هر کس هر چه بکارد, همان را درو خواهد نمود.

توجه بفرمایید.

اگر شخصی با ایمان نیاوردن به عیسی مسیح - به عنوان منجی و خداوند خود؛ سعی در فرار از امر خداوند داشته باشد؛ او غضب خداوند و جدائی ابدی از او را حتما تجربه خواهد نمود!

دعای من این است که شما, در فروتنی -  نیاز خود به خداوند؛ و بخشش الهی او را شناخته و درک کنید!

دعای من این است که شما, به عیسی مسیح؛ که جان خود را داوطلبانه برای بخشش گناهان شما هدیه نمود, ایمان آورید!

زندگی خودتان را به عیسی مسیح تسلیم کنید, تا او نقشه ی مقدس خود را؛ که برای به کمال رسانیدن آن شما را خلق فرموده, توسط زندگیتان به کمال رساند.

***************************************************************************

خلاصه:

عزیزان؛ مطالعه ماجرای یونس در کلام خدا؛ به ما می آموزد که انجام اوامر و خواسته های خداوند - به خاطر نافرمانی ما از وی تغییر نمی کنند!

خداوند ما - یگانه خدای قادر مطلق, دانای مطلق و خدای همیشه در همه جا حاضری است که؛ هیچ موجودی قادر به پنهان نمودن خود از او نمی باشد!

وقتی ما در خود خواهی و جهالت؛ در جهت نافرمانی از او, سعی در فرار از او نموده تا به تصور اشتباه - خودمان را از او پنهان نموده باشیم؛ ما درد - رنج و خسارات بزرگی را برای خود و دیگران فراهم می آوریم.

به یاد داشته باشد که همه ما؛ دقیقا همانی را درو خواهیم نمود که کاشته ایم!

نافرمانی از خداوند, همیشه نتایج هولناک و جانگدازی برای ما و دیگران به ثمر خواهد آورد!

گاهی خداوند به ما فرصت دوباره میدهد تا از او اطاعت کنیم.

خداوند توسط انسان های ضعیف - که زندگی خود را در فروتنی به وی تسلیم نموده اند - اعمال شگرفی بعمل می آورد!

دوست  خوب من؛ آیا شما در جنبه ای از زندگی خود, در حال نا فرمانی  یا فرار از خداوند هستید؟

اگر هستید - همین لحظه توقف کنید!

به سوی خداوند بازگردید و تمام زندگی خودتان را به او تسلیم کنید.

به یاد داشته باشید که؛ فرار از خداوند و پنهان شدن از او امکان پذیر نیست!

خداوند نه تنها بدن ما را در همه جا می بیند؛ بلکه او تمامی افکار, نیت ها و قابلیت های ما را نیز می شناسد!

خداوند برای به کمال رسانیدن نقشه ای بسیار والا و مقدس شما را آفریده است.

در همین لحظه به سوی خداوند باز گرد و زندگیت را کاملا به او تسلیم نما.

تنها در این صورت است که شما خواهید توانست در جهت اراده ی مقدس او زیسته - آرامش الهی او را تجربه نموده و از حیات ابدی در نزد وی در بهشت برخوردار شوید!

جلال بر نام عیسی مسیح و آرامش الهی او همواره با شما!

کوروش باقری