
انجامِ کارِ خدا، به روشِ خدا
24 مارس 2026تعلیمِ شماره – ۱۱۳۹
سلام عزیزان. با این امید که در سلامتِ جسم و آرامشِ الهی خداوند بسر میبرید، مطالعهٔ دیگری در کلامِ خدا را آغاز میکنیم. عنوانِ این مطالعه هست؛ “قدرتِ محبت”
آیاتِ کلیدی این مطالعه؛ انجیلِ لوقا فصلِ پانزده، آیاتِ یازده تا سی و دو هستند.
عزیزان، کلامِ خدا در انجیلِ لوقا فصلِ پانزده، آیاتِ یازده تا سی و دو میفرماید: داستان پسر گمشده
۱۱ برای آنکه موضوع بیشتر روشن شود، عیسی این داستان را نیز بیان فرمود: «مردی دو پسر داشت. ۱۲ روزی پسر کوچک به پدرش گفت: پدر، بهتر است سهمی که از دارایی تو باید به من به ارث برسد، از هم اکنون به من بدهی. پس پدر موافقت نمود و دارایی خود را بین دو پسرش تقسیم کرد. ۱۳ چندی نگذشت که پسر کوچکتر، هر چه داشت جمع کرد و به سرزمینی دوردست رفت. در آنجا تمام ثروت خود را در عیاشیها و راههای نادرست بر باد داد. ۱۴ از قضا، در همان زمان که تمام پولهایش را خرج کرده بود، قحطی شدیدی در آن سرزمین پدید آمد، طوری که او سخت در تنگی قرار گرفت و نزدیک بود از گرسنگی بمیرد. ۱۵ پس به ناچار رفت و به بندگی یکی از اهالی آن منطقه درآمد. او نیز وی را به مزرعه خود فرستاد تا خوکهایش را بچراند. ۱۶ آن پسر به روزی افتاده بود که آرزو میکرد بتواند با خوراک خوکها، شکم خود را سیر کند؛ کسی هم به او کمک نمیکرد. ۱۷ سرانجام روزی به خود آمد و فکر کرد: در خانه پدرم، خدمتکاران نیز خوراک کافی و حتی اضافی دارند، و من اینجا از گرسنگی هلاک میشوم! ۱۸ پس برخواهم خاست و نزد پدر رفته، به او خواهم گفت: ای پدر، من در حق خدا و در حق تو گناه کردهام، ۱۹ و دیگر لیاقت این را ندارم که مرا پسر خود بدانی، خواهش میکنم مرا به نوکری خود بپذیر! ۲۰ پس بی درنگ برخاست و بسوی خانه پدر براه افتاد. اما هنوز از خانه خیلی دور بود که پدرش او را دید و دلش بحال او سوخت و به استقبالش دوید و او را در آغوش گرفت و بوسید. ۲۱ پسر به او گفت: پدر، من در حق خدا و در حق تو گناه کردهام، و دیگر لیاقت این را ندارم که مرا پسر خود بدانی. ۲۲ اما پدرش به خدمتکاران گفت: عجله کنید! بهترین جامه را از خانه بیاورید و به او بپوشانید! انگشتری به دستش و کفش به پایش کنید! ۲۳ و گوساله پرواری را بیاورید و سر ببرید تا جشن بگیریم و شادی کنیم! ۲۴ چون این پسر من، مرده بود و زنده شد؛ گم شده بود و پیدا شده است! «پس ضیافت مفصلی برپا کردند. ۲۵ در این اثنا، پسر بزرگ در مزرعه مشغول کار بود. وقتی به خانه باز میگشت، صدای ساز و رقص و پایکوبی شنید. ۲۶ پس یکی از خدمتکاران را صدا کرد و پرسید: چه خبر است؟۲۷ «خدمتکار جواب داد: برادرت بازگشته و پدرت چون او را صحیح و سالم بازیافته، گوساله پرواری را سربریده و جشن گرفته است! ۲۸ برادر بزرگ عصبانی شد و حاضر نشد وارد خانه شود. تا اینکه پدرش بیرون آمد و به او التماس کرد که به خانه بیاید. ۲۹ اما او در جواب گفت: سالهاست که من همچون یک غلام به تو خدمت کردهام و حتی یک بار هم از دستوراتت سرپیچی نکردهام. اما در تمام این مدت به من چه دادی؟ حتی یک بزغاله هم ندادی تا سر ببُرم و با دوستانم به شادی بپردازم! ۳۰ اما این پسرت که ثروت تو را با فاحشهها تلف کرده، حال که بازگشته است، بهترین گوساله پرواری را که داشتیم، سر بریدی و برایش جشن گرفتی! ۳۱ «پدرش گفت: پسر عزیزم، تو همیشه در کنار من بودهای؛ و هر چه من دارم، در واقع به تو تعلق دارد و سهم ارث توست! ۳۲ اما حالا باید جشن بگیریم و شادی کنیم، چون این برادر تو، مرده بود و زنده شده است؛ گم شده بود و پیدا شده است!» آمین!
عزیزان قبل از شروعِ تعلیم با هم دعا کنیم – خداوند کمکم کن – تا هر چه را که تو میخواهی –توسطِ این قسمت از کلامت به من یاد بدهی – بطورِ صحیح یاد بگیرم و در زندگیام انجام دهم! به نامِ عیسی مسیح از تو درخواست میکنم؛ آمین!
دوستِ خوبِ من، چهار کلمهٔ یونانی برای “محبت” وجود داره؛ (اروس) به مفهومِ محبتِ عاشقانه، (فیلیا) به مفهومِ محبتِ دوستی، (استورگ) به مفهومِ محبتِ خانوادگی، و (آگاپه) به مفهومِ محبتِ بی قید و شرط و فداکارانه. مراقبتِ خداوند پدرِ آسمانی ما ایماندارانِ به عیسی مسیح از ما محبتِ (آگاپه) هست. محبتی چنان قوی که او تصمیم گرفت ما را از طریقِ فداکاری عیسی بر روی صلیب، به یک رابطهٔ مستقیمِ پدر و فرزندی با خودش برسونه.
۱۰ اینست محبت واقعی! ما او را محبت نکردیم، بلکه او ما را محبت کرد و یگانه فرزندش را فرستاد تا کفاره گناهان ما شود. انجیلِ اولِ یوحنا فصلِ چهار، آیهٔ ده.
مثلِ پسرِ گمشده، نمونهٔ خوبی از این نوع محبتِ آگاپه را به ما میده. حال ببینیم (محبتِ آگاپه) در چه صورت در زندگی ما خودش را نشون میده.
۱ – واکنشِ منطقی به سختی! پسر پیش از موعد سهمِ ارث را در خواست کرد، و این نشان دهندهٔ نگرشی بود که حتماً پدرش را رنجانده بود. اما پدر اجازه نداد که احساساتِ جریهه دار شدهٔ او، رابطه را قطع یا مانع از یک واکنشِ سنجیده بشه.
۲ – فداکاری بدونِ شکایت! اگر چه پدر میدونست که پسرش به مسیری ویرانگر متعهد شده، اما بی سر و صدا او را اجابت کرد. با این کار، او راهِ محبت را برگزید و تلاشهای خود را معطوفِ به حفظِ رابطهٔ خود با پسرش نمود.
۳ – صبورانه منتظر ماند! پدر از روی محبتِ عمیق، اجازه داد پسرش بره. با این حال، او امیدوار منتظر ماند تا پسرش تشخیص بده که گناه هرگز نمی تونه آنچه را که او میخواست بر آورده کنه.
همانطور که کارِ روح القدس به ما قدرت میده تا محبتِ فداکارانه نشان بدیم، به افرادی تبدیل میشیم که با آرامش و صبر مشخص میشند. از خداوند بخواهید به شما کمک کنه تا مانندِ او دیگران را دوست داشته باشید.
عزیزان، آیاتِ کلیدی این مطالعه انجیلِ لوقا فصلِ پانزده، آیاتِ یازده تا سی و دو بودند.
حال بیایید درسی که این قسمت از کلامِ خدا به ما یاد میده را، همیشه بیاد داشته و در زندگیمون بکار بریم.
این درس که؛ “از آنجا که روح القدس به ما قدرت میده، میتونیم با آرامش، صبر و بدونِ شکایت به دیگران پاسخ بدیم!”
نویسنده کوروش باقری
